ضجر
دلم برایت تنگ شده
دلم که پر از غصه و دلهره و تردید است برایت تنگ شده
بیش از همه دلم برای تو تنگ شده
قبل از همه برای خندهات
برای فرم دلانگیز لبهات وقت خندیدن
برای بیان منحصربهفرد هاهّا هم دلم تنگ شده
من دلم تنگ شده
برای کتابخواندنهای نوبتی، پشت میز نهارخوری
برای ادای شیرین کلماتت
برای حافظ، برای رومن گاری، برای ژاک قضاوقدری…
برای هوشیاری چشمانت در هر نگاه کوتاه و طولانی
برای خود چشمانت، برای آنهمه زیبایی
من دلم تنگ شده
دلم برای موهایت تنگ شده
برای آن حجم نرم و تیره
برای کنارزدن چتریها از روی پیشانی…
دلم تنگ شده
من که عاجزم از لمس دیگران حتا،
دلم برای آغوش تو عجیب تنگ شده
من دلم خیلیخیلی تنگ شده
مطالعه بیشتر

دستبند
دستبند دستبند رو کشیدم و در رفتم. با دستبند مادرم مو نمیزد. یعنی باور نمیکنی، یک آن فکر کردم همونه. زد به سرم دیگه. یعنی

تکامل آگاهی
تکامل آگاهی از دنکیشوت تا فاوست مطالعه زندگی بشر در طول تاریخ نشان می دهد که هموار تکامل آگاهی درانسانها سه مرحله داشته است. آگاهی

خلع
خلع دیرووز… دیروز با بابام رفتیم سر کار… صبح رفتیم. بابام گفت بعدش میریم شهربازی. جمعهها همیشه میریم شهربازی دیگه. دیگهه؟ باغوحشم میریم. بعد پیش