معمای زندانی

نظریه بازی‌ها جان فون نویمان و قضیه بمب اتمی

فرض کنید یک دانشمند دیوانه شما و عزیزترین فرد زندگیتان را گروگان گرفته و در دو اتاق مجزا زندانی تان کرده است. دانشمند دیوانه برای شما یک بازی ترتیب داده است. به هر کدام تان یک بمب وصل کرده و کلید آن را در اختیار طرف دیگر قرار داده است.

او می گوید که هر کدام از شما یک دقیقه فرصت دارید تا با فشردن کلیدی که در دستتان است، عزیزتان را منفجر کنید تا خودتان بلافاصله آزاد شوید و زنده بمانید، در غیر این صورت، اگر پس از یک دقیقه هیچکدام از طرفین کلید را فشار نداده باشید، هر دو با هم منفجر خواهید شد… در این شرایط شما چه می کنید؟ هم شما و هم عزیزتان می دانید که باید تصمیم بگیرید، چون عدم تصمیم گیری منجر به کشته شدن هر دوتان می گردد. پس اگر بتوانید منطقی به قضیه فکر کنید یکی تان نجات پیدا می کنید. اما آیا شما در این شرایط می توانید تصمیم بگیرید؟ چه کار خواهید کرد؟ با یک تصمیم منطقی کلید را فشار می دهید و خودتان را خلاص می کنید؟ عزیزتان چطور؟ او چه تصمیمی خواهد گرفت؟

این بازی معماگونه، یکی از چندین بازی موسوم به معمای زندانی است که هدف آن نشان دادن چیره گی و تفوق تصمیمات بی منطق در برابر تصمیمات منطقی در بسیاری از شرایط زندگی است. قبل از آنکه به سراغ کتاب بروید و حالات مختلف و جواب های احتمالی معمای بالا را پیدا کنید، خودتان کمی با جواب هایتان کلنجار بروید تا متوجه شوید در چنین شرایطی تصمیمات منطقی چندان کارساز نیستند.

نظریه بازی ها ابتدا با جان فون نویمان، نخبه مجارستانی، و یکی از بزرگترین نوابغ ریاضی که جهان تا امروز به خود دیده، شروع شد. دارای ذهنی چندوجهی و قدرت محاسبه بسیار بالا و همچنین حافظه ای بسیار دقیق. فصل دوم کتاب به طور کامل به فون نویمان اختصاص دارد و داستان زندگی اش را به اختصار از زمان تولدش تعریف کرده است. فون نویمان یکی از مهره های اصلی پروژه منهتن بود. پروژه ای که در زمان جنگ جهانی دوم برای ساخت بمب اتم در امریکا استارت زده شد و بزرگترین نوابغ آن زمان از جمله البرت انشتین در آن مشغول به کار بودند تا از پس محاسبات پیچیده ساخت بمب اتم بر بیایند. در مورد بزرگی حجم پروژه می گویند تعداد محاسباتی که برای ساخت اولین بمب اتم انجام شده است، برابر است با کل محاسباتی که به مدت صد سال در تمام مدارس ایالات متحده توسط دانش آموزان انجام شده است.

جان فون‌نویمان

در مورد قدرت پردازش دقیق و محاسبات سریع مغز فون نویمان مثال هایی در کتاب آمده که خواندنش متعجب تان می کند. اما اجازه بدهید در این خلاصه تنها مثالی از حافظه درخشان فون نویمان را برای تان بازگو کنم: می گویند فون نویمان کتاب فاوست گوته را یک بار در جوانی خوانده و آن را بسیار دوست داشته است. سال ها بعد، زمانی که در روی تخت بیمارستان در بستر مرگ افتاده بود از همسرش خواست که کتاب فاوست را باز کند و از اول برایش بخواند. و زمانی که همسرش شروع می کند به خواندن، فون نویمان جمله به جمله کتاب را پیش از همسرش به زبان می آورده است. بعد از سال ها و تنها با یک بار خواندن، چنان کتابی را به ذهن سپرده بوده است! برگردیم به نظریه بازی ها.

معرفی و بررسی کتاب معمای زندانی

نظریه بازی‌ها

نظریه بازی‌ها خیلی زود به عنوان یک علم میان رشته ای جدید مورد استقبال قرار گرفت و توسط بنگاه راند (RAND) پذیرفته شد. راند بنگاهی بود که پس از جنگ جهانی دوم، به دستور نیروی هوایی ایالات متحده بیان گذاری شد و هدف آن بررسی استراتژیک جنگ هسته ای بین قاره ای بود. در واقع، راند اتاق فکری بود که برای تدوین استراتژی در زمان جنگ سرد امریکا و شوروی به وجود آمده بود. و چنین اتاق فکری نیاز به مغزهای درخشانی همچون فون نویمان و نظریاتی همچون نظریه بازی ها داشت.

مثالی که در ابتدا در مورد گروگان گرفته شدن شما و عزیزتان زدیم را به خاطر بیاورید. در یک سمت امریکا قرار دارد با بمب اتم، و در سمت دیگر شوروی قرار دارد که همه می دانند به دنبال دستیابی به بمب اتم است، اما کسی نمی داند که آن را در اختیار دارد یا نه. در این شرایط چه باید کرد؟ شاید در نظر اول بی ربط بیاید، اما این طور نیست. در اینجا مناسبات اخلاقی حاکم است. از نظر استراتژیک، اگر دو قدرت وجود داشته باشد، که هر دو صاحب بمب اتم باشند، این برای کل جهان خطر آفرین است. چون شرایط حاکم بر بازی قدرت، مثل شرایط بازی شما و عزیزتان است. برای بی اثر شدن بازی یا باید تنها یک نفر صاحب قدرت باشد، دارای کلید یا بمب اتم، و یا اگر هر دو طرف صاحب قدرت هستند، یکی از طرفین باید زودتر بازی را شروع کند تا خسارت کمتری به بار بیاید.

جالب است که متفکران بزرگی از جمله برتراند راسل، فیلسوف-ریاضیدان برجسته، که به اعتقاد برخی صاحب نظران، بزرگترین متفکر قرن بیستم لقب گرفته نیز در آن زمان اعتقاد داشتند که راه خروج از بازی و نجات جهان این است که ایالات متحده، شوروی را با بمب اتم نابود کند. مناسبات اخلاقی چنین تصمیمی حتا از تصمیم شما برای کشتن عزیزتان به دست خودتان نیز هولناک تر است. اگر علاقه مندید جزئیات بیشتری از روابط و تصمیم گیری ها در زمان جنگ سرد را بدانید حتمن کتاب را مطالعه کنید.

بازی حراج دلار

یکی دیگر از بازی هایی که در این کتاب معرفی می شود و بسیار در زندگی روزمره همه مان تاثیر­گذار است، حراج دلار نام دارد. فرض کنید در یک حراجی شرکت کرده اید که در آن یک دلار را با قیمت پایه یک سنت به حراج گذاشته اند. شما و شخص دیگری شرکت کنندگان این حراجی هستید. هر دو مایلید که دلار را با کمترین نرخ به دست بیاورید. حراجی شروع می شود. شما پیشنهاد را به دو سنت افزایش می دهید. معامله خوبی است، دو سنت می دهید و یک دلار می برید، اما شرکت کننده دیگر هم بیکار نمی نشیند، او سه سنت پیشنهاد می دهد… اما این حراجی یک قانون دیگر هم دارد که با سایر حراجی ها متفاوت است. و آن اینکه تمام شرکت کنندگان باید در انتها مبلغ پیشنهادی شان را بپردازند، چه در حراجی پیروز شده باشند، و چه نه. در چنین حراجی ای شما چه می کنید؟ شما تا اینجا دو سنت باخته اید و طرف دیگر 97 سنت سود کرده است. پس شما هم رقم را بالا می برید… در چنین بازی ای بدیهی است که هیچکدام از طرفین دوست ندارند بازنده باشند، چرا که نه تنها از سود ضرر می کنند، بلکه باید پولی را نیز از جیب بپردازند. پی پیشنهادات هی بالاتر و بالاتر می رود، تا جایی که یکی از طرفین به رقم پیشنهادی 99 سنت می رسد. به هر حال یک سنت سود بهتر از 97 سنت ضرر است، اما نفر دیگر هم باز بیکار نمی نشیند، او مجبور است یک دلار پیشنهاد بدهد تا حداقل اگر سود نمی کند، ضرر هم ندهد. از اینجا به بعد ادامه بازی نه برای سود، بلکه برای جلوگیری از ضرر بیشتر است… و خدا می داند این بازی تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد و کدام یک از طرفین بالاخره کوتاه خواهد آمد و راضی به ضرر بیشتر خواهد شد. گرچه که در چنین بازی ای تمام شرکت کنندگان ضرر خواهند کرد.

اما شاید بازی حراج دلار به نظرتان مسخره و دور از ذهن بیاید، اما همانطور که گفتیم در زندگی روزمره همه مان این بازی بسیار متداول است. تا به حال بر سر دوراهی ای قرار گرفته اید که مجبور باشید یک راه را انتخاب کنید؟ خیلی وقت ها یک راه را انتخاب می کنیم، تا نیمه می رویم و بعد فکر می کنیم راه را غلط انتخاب کرده ایم، بر میگردیم و مسیرمان را عوض می کنیم. وگاهی این تعویض مسیرها را به کرات پشت هم تکرار می کنیم. مثلن چند بار تصمیم گرفته اید زبان بخوانید، باشگاه بروید و یا حتا رژیم بگیرید؟ چند بار این مسیرها را تا نیمه رفته اید و رها کرده اید؟ شهریه کلاس زبان سنگین است اما شما تصمیم دارید هر طور شده یک زبان خارجی یاد بگیرید. چند ترم زبان می خوانید، کلی پول هزینه می کنید، اما کم کم به این نتیجه می رسید که یادگیری زبان به هزینه ای دارید برایش می کنید چندان نمی ارزد. اما تا همین جا هم کلی هزینه کرده اید و اگر خواندن را نیمه کاره رها کنید، هم کلی پولتان را از دست داده اید، و هم زبانتان را به جایی نرسانده اید. زبان هم فرار است و اگر یک مدت در خواندن وقفه بیاندازید دوباره باید از اول شروع کنید. یا در مورد باشگاه رفتن هم همینطور است. چند ماه هزینه می کنید، وقت می گذارید، عرق می ریزید، اما قبل از آنکه زحماتتان به جایی برسد ولش می کنید. چند بار باشگاه ثبت نام کرده اید و بعد از چند ماه ولش کرده اید؟ یا رژیم گرفتن را در نظر بگیرید. چند بار تصمیم گرفته اید رژیم بگیرید؟ چند روز گرسنگی را تحمل کرده اید، و بعد خسته شده اید و کم آورده اید. پولی که بابت کلاس زبان و باشگاه پرداخته اید و گرسنگی ای که برای رژیم تحمل کرده اید و هیچکدام به دلیل رها شدن در نیمه راه به نتیجه نرسیده است، همان پولی است که در حراج دلار از دست داده اید. از این دست مثال ها درباره بازی حراج دلار بسیار زیاد است. تغییر رشته، تغییر شغل… و به طور کل از این شاخه به آن شاخه پریدن، مصادیقی از بازی حراج دلار هستند. تنها راه پیروزی در این بازی این است که وقتی واردش شدید آن را تا آخر ادامه دهید، و اگر از اول دیدید و حدس زدید که قرار نیست به جایی برسد، اصولن بهتر است که هرگز در آن شرکت نکنید.

همانطور که گفتیم بازی های زیادی با انواع مثال در این کتاب معرفی شده است که معمای زندانی تنها یکی از این بازی هاست. پس اگر به نظریه بازی‌ها علاقه مند شده اید، اگر می خواهید بدانید دلال ها چطور با بی منطق ترین روش ممکن پول در می آورند و سیاستمداران چطور با بی منطق ترین روش های ممکن دنیا را اداره می کنند، و اگر می خواهید با استفاده از بی منطق ترین روش های ممکن، بتوانید منطقی ترین تصمیمات را بگیرید، و همچنین اگر به آشنایی با زندگی حرفه ای نوابغی چون جان فون نویمان و جان نش علاقه مندید، پیشنهاد می کنم که حتمن کتاب معمای زندانی را مطالعه کنید.

نویسنده کتاب ویلیام پاندستون است و انتشارات مازیار با ترجمه عباس علی کتیرایی در 13 فصل آن را منتشر کرده است.