ضجر

دلم برایت تنگ شده

دلم که پر از غصه و دلهره و تردید است برایت تنگ شده

بیش از همه دلم برای تو تنگ شده

قبل از همه برای خنده‌ات

برای فرم دل‌انگیز لب‌هات وقت خندیدن

برای بیان منحصربه‌فرد هاهّا هم دلم تنگ شده

من دلم تنگ شده

برای کتاب‌خواندن‌های نوبتی، پشت میز نهارخوری

برای ادای شیرین کلماتت

برای حافظ، برای رومن گاری، برای ژاک قضاوقدری…

برای هوشیاری چشمانت در هر نگاه کوتاه و طولانی

برای خود چشمانت، برای آن‌همه زیبایی

من دلم تنگ شده

دلم برای موهایت تنگ شده

برای آن حجم نرم و تیره

برای کنارزدن چتری‌ها از روی پیشانی…

دلم تنگ شده

من که عاجزم از لمس دیگران حتا،

دلم برای آغوش تو عجیب تنگ شده

من دلم خیلی‌خیلی تنگ شده

دلتنگی

مطالعه بیشتر

داستان کوتاه خلع
داستان کوتاه

خلع

خلع دیرووز… دیروز با بابام رفتیم سر کار… صبح رفتیم. بابام گفت بعدش می‌ریم شهربازی. جمعه‌ها همیشه می‌ریم شهربازی دیگه. دیگهه؟ باغ‌وحشم می‌ریم. بعد پیش

ادامه مطلب »
دل‌نوشت

هدیه

دوست‌داشتم به تو یک هدیه دهم هدیه‌ای خاص، پر ارزش، در خور شان خواص هرچند که در محضر تو ناقابل مثل یک جلد نفیس، از

ادامه مطلب »
رووناک
دل‌نوشت

روناک

روناک و تو رسیدی در یک غروب اردیبهشتی، که خبری از گرما نبود وجود من یخ بسته بود ثانیه‌ها دور گردنم می‌پیچیدند و زمان سر

ادامه مطلب »
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها